Friday, October 29, 2004

من هیچ کس نیستم. تو کی هستی؟
تو هم مثل ِ من هیچ کس نیستی؟
پس ما دوتا هم زاد ِ همیم.
اینو به هیچ کس نگو. اونا به همه می گن. می فهمی؟
انگاری کسی بودن حوصله ی آدم و سر می بره.
مثل ِ یه قورباغه که هی نامش رو تو
مردابی که خونش هست، تکرار می کنه.

Monday, October 04, 2004

آری، آری ،عزیزترین، عمر ِ سفر کوتاه است، کوتاه ِ کوتاه
اما برای ِ سفرکردگان، نه برای ِ منتظران ِ آنها
آری آری، عزیزترین، هر روز در سفر برای ِ سفرکرده یک ثانیه میگذرد و هر ثانیه برای ِ منتظر یک سال