Monday, January 18, 2010

قدم برداشتن کنار يک عاشق،
حرف زدن با يک مرد،
احترام گذاشتن به یک شمع،
یکی از بزرگترين موهبت هایی که خدا بهم داده.
تو ایران فقط دو تا استاد ديدم، یکیش قدسی ِ و اون یکی روحانی رانکوهی،
ایشاا... هر جا هستن سالم بمونن.

Sunday, January 17, 2010

آدمای خوب هر وقت برن می گی چقدر زود رفتن،
آدمای بد هر لحظه که هستن می گی چرا نمی رن.
کدومشونی؟

Friday, January 08, 2010

وای، چه قدر وقت گذشته، از وقتی که تبرم رو تیز نکردم، از وقتی که نشستم و فکر کنم "می خوام کجا برم؟، می‌خواستم به کجا برسم؟"
وای چه قدر وقت گذشته از اون Deadline ایی که برا خودم گذاشته بودم تا به ... و ... و ... برسم.
چه قدر سريع می‌گذره نه؟
بهتره یه جوری ثبتش کنم. بهتره یه جوری بنويسم چی می‌خوام و می‌خوام به کجا برسم.